چگونه فناوری­های فرهنگی می‌توانند در قرن بیست و یکم توسعه انسانی را قدرتمندتر کنند

204 بازدید

صنایع فرهنگی و خلاق که شامل هنر و صنایع‌دستی، تبلیغات، طراحی، سرگرمی، معماری، کتاب، رسانه و نرم‌افزار است، به یک نیروی اساسی در تسریع پیشرفت نوع بشر تبدیل شده است. صنایع فرهنگی و خلاق به مردم این توانایی را می‌دهند که قلمرو توسعه خود را گسترش داده و برانگیزاننده و محرکی برای توسعه رشد پایدار فراگیر ملت­ها باشند. اقتصاد خلاق در صورت تغذیه مناسب، می‌تواند منبع تحول اقتصادی ساختاری، پیشرفت اقتصادی – اجتماعی، اشتغال‌زایی و نوآوری و درعین‌حال نیروی کمکی در جهت ورود صنعت و تجارت به عرصه‌های اجتماعی و توسعه پایدار انسانی باشد. بنابراین جای تعجب نیست UNDP (مرکز گزارش‌های توسعه انسانی) در سال 2004، مرکزی را در جهت ایجاد جوامع فراگیر، از طریق سیاست‌هایی که تفاوت‌های فرهنگی و چشم‌اندازهای چند فرهنگی را مورد توجه قرار می‌دهد، بنا نمود.

صنایع فرهنگی و خلاق (CCI) به‌طورکلی فراگیر هستند. مردم از همه طبقات اجتماعی از مردم عادی گرفته تا نخبگان به‌عنوان تولیدکننده و مصرف‌کننده در این بازار اقتصادی سهم دارند و به‌تبع آن می‌توان انتظار داشت زنان و جوانان سهم بیشتری از این بازار را کسب کنند. بر اساس گزارش یونسکو (2015)، بخش‌های CCI در اروپا برای جوانان بیش‌ازحد معمول بازار کار ایجاد کرده‌اند. همچنین این گزارش نشان می‌دهد باوجود اینکه کل سهم زنان در بازار تجارت معادل با 47% است، اما بیش از 50% افراد شاغل در صنعت موسیقی که جزو صنایع خلاق به‌حساب می‌آید را جامعه زنان تشکیل می‌دهد. همچنین بر اساس گزارش مرکز گزارش­های توسعه انسانی سازمان ملل (2019)، زنان نقش مهمی را در عرصه تجارت خلاق در کشورهای درحال‌توسعه ایفا می‌کنند. به‌عنوان‌مثال در کشورهایی مانند رواندا و اوگاندا، زنان از ساختن سبد، تشک و سایر صنایع‌دستی مشغول درآمدزایی هستند. همچنین در ترکیه و جنوب آسیا، هزاران سال است که زنان نقش مهمی در صنایعی همچون فرش و دیگر صنایع‌دستی باستانی داشته‌اند. همچنین بر اساس گزارش سازمان ملل (2019)، صنایع خلاق توانسته‌اند راه­ حل­های سازگار با محیط‌زیست را در صنایعی همچون فروش جواهرات و کالاهای زینتی، صنایع‌دستی، طراحی داخلی ارائه کنند همچنین در جهت محافظت از تنوع زیستی راه‌کارهایی را در جهت بازاریابی محصولات آرایشی و بهداشتی ارگانیک که مراحل ساخت و تولید آن‌ها همگام و همراه با چرخه طبیعی محیط‌زیست می‌باشد پیشنهاد داده و به عرضه ظهور رسانیده­ اند.
همچنین صنایع خلاق به‌طور فزاینده‌ای تبدیل به یکی از بخش‌های رشد تولید ناخالص داخلی شده‌اند. داده‌ها نشان می‌دهند، در طی 15 سال گذشته، اقتصاد خلاق نه‌تنها یکی از سریع‌ترین بخش‌های رشد اقتصاد جهان بلکه در ایجاد درآمد، شغل و صادرات نیز رشد شگفت ­انگیزی داشته است. بر اساس برآوردهای یونسکو، در سال 2013 صنایع فرهنگی خلاق 3/2 تریلیون دلار (3 درصد از تولید ناخالص داخلی جهان) و 29.5 میلیون شغل (1 درصد از جمعیت فعال جهان) ایجاد کرده است. بر اساس یک مطالعه اقتصادی در دانشگاه آکسفورد در سال 2015، صنایع فرهنگی خلاق بیش از 10 درصد تولید ناخالص داخلی را در برزیل و ایالات‌متحده شامل می شود. تجارت جهانی کالاها و خدمات خلاق نیز به‌سرعت در حال افزایش است. جهانی‌سازی و فناوری‌های جدید تعامل فرهنگی بین کشورها را تسریع کرده و صادرات کالاهای خلاق در 15 سال گذشته در حدود 15 درصد در سال در کشورهای درحال‌توسعه رو به رشد بوده است

با این حال، این دستاوردها به‌صورت یکسان و برابر در سرتاسر جهان توزیع نشده‌اند. آسیا و اقیانوسیه ، اروپا و آمریکای شمالی رشد سریع و بی‌سابقه‌ای را در صنایع خلاق تجربه می‌کنند. این مناطق 93٪ از درآمد جهانی فناوری های فرهنگی ( CCI) و 85٪ مشاغل را به خود اختصاص داده اند. در مقابل، آفریقا، خاورمیانه، آمریکای لاتین و کارائیب هنوز از پتانسیل های خود در این حوزه بهره نجسته اند. صنایع فرهنگی خلاق می­تواند به‌عنوان یک پتانسیل اقتصادی برای کشورهای این منطقه تلقی شود پتانسیل های اقتصادی ای که بدون استفاده باقی‌مانده اند حال‌آنکه می‌توانند تبدیل به فرصتی برای کمک به اقتصاد و سایر بخش‌ها گردند.

فناوری‌های فرهنگی فرصتی برای سیاست‌هایی است که یک اقتصاد خلاقانه پویا را تسریع و پایدار می­کند و به پیشرفت توسعه انسانی کمک می­کند. رشد یک اقتصاد خلاق پویا ، تا حدودی بستگی به این دارد که چگونه کشورهای پیشرو در حال درک فرصت‌ها و مقابله با چالش‌ها در بسیاری از زمینه‌ها ازجمله فناوری، آموزش، بازار کار، سیاست‌های کلان اقتصادی، موضوعات جنسیتی، شهرنشینی، مهاجرت و موارد دیگر هستند. فعالیت‌های فرهنگی و خلاقانه معمولاً متنوع و چندوجهی می باشند با توجه به اینکه هیچ راه‌حل قطعی ای نمی­تواند در همه بافت‌ها اثربخشی یکسانی داشته باشد توجه به نکات زیر خالی از لطف نخواهد بود:

الف) در راستای برنامه 2030 و اهداف توسعه پایدار (SDG)، دولت ها باید و بررسی فرصت‌ها، چالش‌ها و موانع مربوط به CCI را در برنامه‌ها ، استراتژی‌ها و بودجه‌های ملی خود لحاظ کرده و اقدامات لازم را در این حوزه انجام دهند.
ب) تلاش بیشتر در جهت حمایت از حقوق مالکیت معنوی؛ چارچوب‌های قانونی که از حقوق خالقان محافظت می‌کند و دستمزد و مزایای منصفانه‌ای را برای آن‌ها فراهم می‌کند ، نکته مهمی است که باید توجه بیشتری را به آن مبذول داشت. به‌ویژه با در نظر گرفتن این نکته که برای محصولات فرهنگی نمی توان حد و مرزی قائل شد. بنابراین بهبود همکاری‌های فرهنگی بین‌المللی و منطقه‌ای از اهمیت زیادی برخوردار است.
ج) پرورش استعداد برای صنایع فرهنگی خلاق بسیار مهم است. بارور شدن ایده‌ها و تزریق فناوری‌های جدید برای هر بخش اقتصادی ای مهم است، اما توجه به این موارد در بخش‌های فرهنگی و خلاق نقش اساسی دارند. دولت‌ها و مؤسسات آموزش عالی نقش مهمی در جذب، پیشرفت ، حفظ استعدادها و تبدیل کردن این فرصت های بالقوه به کارآیی های بالفعل ایفا می‌کنند.

برگرفته از مقاله تانگاول پالانویل Thangavel Palanivel معاون مرکز گزارش توسعه انسانی سازمان ملل (2019)

آیا این مطلب را می پسندید؟
https://www.iranctech.ir/?p=1865
اشتراک گذاری:

نظرات

0 نظر در مورد چگونه فناوری­های فرهنگی می‌توانند در قرن بیست و یکم توسعه انسانی را قدرتمندتر کنند

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هیچ دیدگاهی نوشته نشده است.